عشـــــــق مــامــان و بــابــا
جدیدا یاد گرفتی دمر بشی ولی دستت زیرت میمونه و انقدر اه اه میکنی تا یکی بیاد به دادت برسه تو نینی لای لای که خوابیدی یه وری میشی و با دستت بالای نینی لای لای رو میگیری و میخوای دمر بشی وقتی مهمونی میریم آدمای اونجا باید یواش یواش بهت نزدیک بشن اگه یه دفعه بیان از من بگیرن و بغلت کنن انقدر جیغ میزنی و گریه میکنی که سریع به من برت میگردونن . اگه هم نخوای به کسی توجه کنی هر چقدر اون طرف خودشو بکشه و صدات بزنه تو اصلا محلش نمیذاری و تو این محل نذاشتن گاهی تا ساعتها پا برجا هستی موقع عوض کردن پوشک انقدر وول وول میخوری که من مجبورم با سرعت هر چه تمام تر پوشکتو عوض کنم این روزا بغلی شدی حسابی هر جا که میریم باید شما هم باشی وگرنه خونه رو رو سرت میذاری از جیغای بنفش تازه یه بارم که پنجره خونه باز بود و شما داشتی گریه میکردی یه مادر و بچه ایی از پشت خونمون رد شدن و بچه کوچولوئه داشت به مامانش میگفت : مامان نینیه خلاصه که حسابی تو کوچه برای خودت معروف شدی سلام عشقم این روزا دردری شدی حسابی حتما باید هر روز از خونه ببریمت بیرون تا آروم بشی وگرنه خونه رو رو سرت میذاری چه میشه کرد به خودم رفتی دیگه موقع شیر خوردن انقدر بازیگوش شدی و اینور و اون ورو نگاه میکنی که دیگه خسته میشم منم هر جا بشینم که هر چند چیزی به دیوار یا دور و اطراف نباشه برای اینکه شما شیرتو کامل بخوری بر میگردی نگاه دیواری که هیچی روش نیست میکنی انقدر گردن میکشی و نگاه میکنی که من خودم شک میکنم که چیزی رو دیوار هست یا نه یه چیزیم که خیلی برات جالبه نگاه کردن به عکس خودت تو آینه هست انقدر باهاش حرف میزنی و از خنده ریسه میری که من هم باورم میشه یه نینی دیگه تو آینه هست عاشق لوستر خونه ایی هی نگاش میکنی هی براش ناز میکنی تا بالاخره انقدر باهاش حرف میزنی و میخندی که از خستگی خوابت میبره پنج تا انگشت رو خیلی دوس داری حالا مال هر کی که باشه و هر موقعیتی که باشه با دیدنشون کلی نگاه نگاه میکنی و هی ابروتو بالا و پایین میکنی و میخندی بغل هر کی هم که باشی انقدر خوشکل گردنتو بالا میگیری و ابروتو بالا میندازی و نگاه اینطرف و اونطرف میکنی که هر کی که از پشت میبینتت عاشقت میشه مخصوصا تو خیابون
امشب شب خیلی بزرگیه امشب شب آرزوهاست امشب شب میلاد منجی دنیاست . شب تولد امام رحمت امام مهربون همه آدمای دنیاست . پسر عزیزم عیدت مبارک
انشاالله که به حق امام زمان (عج) مهربونمون همه به آرزوی قلبیشون برسن . انشاالله
سلام
پسر گلم این
روزا خیلی بلا شدی وقتی میخوای کاری واست انجام بدیم با چشمای نازت جوری بهمون
نگاه میکنی که ما تسلیم میشیم .
قربون
اون ناز کردنت بشم وقتی باهات حرف میزنم چنان دهنتو باز میکنی و میخوای باهام حرف
بزنی که بیا و ببین انقد ذوق میکنم وقتی میبینم صداهای خوشکل از خودت در میاری که
نگو صداهایی مثل آقوووووو گیییییییییی و البته صدای نه ........ آخه نازنازی وقتی
گرسنه میشی همش جیغ میکشی و میگی نه و نه به زبون نینیها یعنی گرسنه ........... وقتی
خوابی و میخوای بیدار شی اولش کلی تکون میخوری و همش اه اه میکنی و من میفهمم که
موقع بیدارشدنته . قربون
پسر مهمون نوازم بشم که عاشق مهمونه و هر وقت مهمون میاد خونمون پسرم اصلا گریه
نمیکنی و تازه برای مهمونا میخنده ....... ولی فکر کنم کم کم داری غریبه و آشنا رو
تشخیص میدی هر وقت یه غریبه میبینی اول کلی نگاش میکنی و بعد واسش میخندی البته
دیشب که پدرجون اینا اومده بودن اینجا تو واسه عمو محمد غریبی کردی!!!!!!!!!! خلاصه
که این روزا خیلی شیرین شدی عزیزم موقعی
که دارم باهات حرف میزنم وقتی بهت میگم خوشکل چنان خنده ایی بهم میکنی که انگار معنی
حرفمو میفهمی منم تا میتونم میگم خوشکل خدایا
محافظ همه نینی ها باش و به اونایی که آرزوی چنین لحظه ایی رو دارن طعمش رو بچشون آمین
من و بابا جون و داریم همه تلاشمون رو می کنیم که خوب بشناسیمت تا تو راحت باشی و سعی میکنیم برای راحتی تو همه کاری انجام بدیم . یاد گرفتی صداهای کوچولو هم در بیاری.خیلی هم بانمک میشی. فقط خیلی کم خوابی عزیز دلم.نمیدونم چرا؟ من وبابا در مقابلت کم میاریم واقعا. فدات بشم عزیزم همیشه سالم و سلامت باش.
این روزها حسابی در تلاش برای شناختن تو عزیزمان هستیم. مامان جون دلمون میخواد بهترین کارای دنیا رو برات بکنیم. پسر کوچولومون یکم زردی داشت که خداروشکر اومد پایین و امیدوارم که خوب خوب شده باشه. 25 اردیبهشت با بابا جون رفتیم مرکز بهداشت و قد و وزن پسرمون رو چک
کردیم.که خداروشکر هم وزنش بالا رفته بود هم قدش.قرار شد که۱ماهگی دوباره
ببریم. خدایا شکرت به خاطر داده زیبات.
واییییییییییییییی عاشقتم.چی میتونم بگم.فقط این روزا دیر میگذره. نمیدونم چرا؟ دلم میخواد زود 15 اردیبهشت بشه. عاشقتیییییییم. سالم و سلامت باش عزیزم.
بالاخره
اتاق قند عسلمون تموم شد راستش کارهای خرده ریزه یکم طول کشید ولی به هر
حال همه چی تموم شد و ما اتاق خوشگلشو اماده کردیم البته با کمک مامان جون مهربون . جشن رو شنبه 2 اسفند گرفتیم که شب میلاد پیامبر ص بود و الان دیگه اتاق گل پسرمون بهترین نقطه خونه هست وقتی میریم توش احساس ارامش زیادی داریم. البته مامانی زیاد تو اتاق خوشکلت نمیره چونکه دلم ضعف میره واسه اینکه تو زودتر بیای و هی بی تابی میکنم . قربونت برم پسرم گاهی باورم نمیشه که تا ۱ ماه شاید هم کمتر بیای بغلمون.ایشالله که به سلامتی دنیا بیای و سالم بزرگ بشی. من و بابا جون برات بهترینها رو میخوایم هر کاری کردیم سعی کردیم بهترین باشه. امروز هم میرم دکتر و دوباره صدای خوشگل ضربان قلب تو رو میشنوم.عاشقتتتتتتممم
پسر قند عسل ۲روز پیش مامان رفت دکتر.خداروشکر همه چی خوبه . چیزی نمونده تا تو بیای بغلمون. دیگه باید کم کم در مورد نحوه زایمان و بیمارستان تصمیم بگیریم.و البته ساک تو گل پسر رو هم بستم و کلی هم ذوق کردم. از امروز که حساب کنیم حداکثر 10 هفته دیگه مونده گاهی باورم نمیشه !!! باورم نمیشه که این دوران سخت بالاخره داره تموم میشه . نمیدونم بعدا دلم برای این روزا تنگ میشه یا نه؟الان فقط دلم میخواد تو
پسر سالم و سلامت باشی که با اومدنت یه دنیامون بشی و صد البته که الان هم هستی. خدایا شکرت به خاطر همه نعمتهایی که بهمون دادی.
سلام قند عسل مامان قربونت
برم امروز از صبح خیلی کم تکون خوردی و مامانی همش نگران بود گلم تا ساعت 2
بعدازظهر که یه دفعه شروع کردی به ورجه وورجه عشقم ...... تا
اینکه............. بعد از نیمساعت تعقیب و گریز موقعی که داشتی ضربه های
محکم میزدی دستمو گذاشتم رو شکمم ................ قربونت برم یه ضربه محکم
زدی تو دستم همون
موقع بابایی زنگ زد با اینکه نمیتونست درست حرف بزنه بهش گفتم انقدر ذوق
کرد که فکر کنم همه فهمیدن یه خبر خوبی بهش دادن ههههه .............. خب کم که نیست گل پسرم یه ضربه محکم زد تو دست مامانش مامان جون از این ضربه ها واسه بابایی هم بزن آخه اونم خیلی منتظر این لحظه هست فکر کنم از خوشحالی غش کنه
موقع هایی هم دمر میشی که کسی دور و برت نباشه .
..
مامانشم گفت آره 
ادامه مطلب
تازه همشم میخوای بشینی و بیرون رو نگاه کنی اگه خوابت بیاد و بخوابونمت چنان جیغایی میکشی و گریه میکنی که اگه شیشه ماشین پایین باشه همه با تعجب نگاه ماشینمون میکنن
.
..


![]()



![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
....میخواستم یکی از ضربه هاتو با دست حس کنم اما هر بار که دست میذاشتم ساکت میشدی شیطونکم منم غصه میخوردم
......
........... وایییییییییییییییییی چه حس خوبی بود داشتم از خوشحالی گریه میکردم ....![]()
الهی قربون اون هیکل خوشکلت برم مامان جوننننننننننننننننننن ............یه بوس محکم واسه پسر نازنازیمممممممم 
![]()
| Design By : Night Melody |













